گزارش برنامه پیمایش غار قلادومین چاه عمیق جهان (۵۶۲-متر) ۳۱ مرداد الی ۲ شهریور

گزارش برنامه پیمایش غار قلادومین چاه عمیق جهان (۵۶۲-متر) ۳۱ مرداد الی ۲ شهریور

به نام خالق زیبایی ها
مقدمه
هدف از نوشتن گزارش این است که اطلاعات لازم را در اختیار دیگران قرار دهیم که به وسیله آن بتوانند برنامه ریزی داشته باشند من هم در این گزارش تمام تلاش خود را کرده ام که در حد توانم اطلاعات لازم رو در اختیار شما قرار دهم.
گزارش برنامه پیمایش غار قلا
سرپرست: حسین شاهینی
راهنما: یوسف سوری نیا
نویسنده گزارش: سلمان بهمن دار
نفرات شرکت کننده: یوسف سوری نیا، حسین شاهینی(باشگاه دماوند)، مسعود آلویی(باشگاه همت شمیران)، سلمان بهمن دار(باشگاه شقایق کرج)، سعید فرید(باشگاه تهران) ، مجید روشن (خراسان جنوبی) ، محمد صادق ابوالحسنی(خراسان جنوبی) ، بهرام کربلایی(کرمانشاه).
غار قلا با عمق ۵۶۲ متر در شمال فلات پرو در استان کرمانشاه قرار دارد که تا امروز به عنوان دومین چاه غار عمیق دنیا و سومین غار عمیق ایران محسوب می شود. این غار در سال ۱۳۹۳ توسط آقای یوسف سوری نیا از غارنوردان توانمند و سخت کوش و به همراه عده ای از غارنوردان اکتشاف، رول کوبی،طناب ریزی و توسط تعدادی از غارنوردان نقشه برداری و نقشه نهایی آن توسط آقای سعادت لطفی زاده تهیه شده است.
با توجه به بازدیدی که از این غار داشتم و دیدن شرایط منطقه باید بگم که کار بسیار بسیار بزرگی انجام دادن که واقعا قابل ستایش هست. چنین کاری جز با همت و پشت کار بسیار و عشق و علاقه زیاد امکان پذیر نیست. امیدوارم همون طور که به مدال آوران اهمیت داده می شود چنین کارهایی هم مورد توجه قرار بگیرند و ارزش گزاری شوند.
فلات پراو به بهشت غارنوردان شهرت دارد، منطقه ای کاملا کارستی و آهک خالص که عمیق ترین غارهای ایران را در خود جای داده است. غارهایی همچون پرو با عمق ۷۵۲٫۵ متر ، غار جوجار با عمق بیشتر از ۱۳۰۰ متر که هنوز در دست اکتشاف می باشد. غار قژلان با عمق اکتشاف شده ۷۰۰ متر که توسط تیم آقای سوری نیا هنوز در دست اکتشاف می باشد و دهانه های بسیار زیادی که در این منطقه شناسایی شدن که جای کار بسیار زیادی دارند.
دهانه غار قلا در ارتفاع۲۷۰۰ متری جنوب روستای زالوآب در منطقه حفاظت شده بیستون و شمال کوه پرو قرار گرفته است که یک محل کمپ بسیار عالی کنار دهانه غار قرار دارد اما دسترسی به آب ندارد و غارنوردان مجبورند آب مورد نیاز خود را از غاری با عمق ۱۵۰ متر که نزدیکی غار قلا قرار دارد تأمین کنند که همین امر نشان می دهد که چقدر کار در این منطقه سخت است.
علت نام گزاری و شهرت غار قلا به عنوان دومین چاه غار عمیق دنیا به خاطر همین یک چاه بودنش است. همون طور که می دانید به هر حفره عمودی بیشتر از ۳ متر چاه گفته می شود و یک غار می تواند از چاه های مختلف، تالارها، دالان ها و…. تشکیل شده باشد. به عنوان مثال غار سم حد فاصل استان سمنان و گلستان از ۲۱ حلقه چاه با اندازه های مختلف تشکیل شده که به عمق ۴۰۷ متر می رسند اما غار قلا یک تک چاه است که تا عمق ۵۶۲ متر پیش رفته که در تمام طول سال دم دهانه آن برف و یخ قرار دارد که حتی در بیشتر فصول دهانه پوشیده می باشد ارتفاع این برف و یخ (تا به امروز به حدود ۴۰ متری می رسد) که ۱۰متر پایین تر از دهانه شروع شده و تا عمق حدود ۵۰ متری ادامه دارد. یکی از نشانه های دهانه این غار بسیار زیبا وجود پرنده هایی است که به نظر می رسد با توجه به اینکه تا عمق ۳۸۵ متری نور دهانه قابل رؤیت است در برخی از روزها و برخی ساعات تابش مستقیم نور آفتاب باعث شده که جانوران و گیاهان دیگری هم در اینجا زندگی کنند. ما هم در این برنامه موش، نوعی کرم ریز و برخی حشرات را مشاهده کردیم و حشرات دیگری هم با دقت بیشتر قابل مشاهده بودند. از نظر وضعیت آنتن دهی منطقه، در طول مسیر دسترسی به دهانه غار از روستای قلا تا نزدیک دهانه هیچگونه دسترسی به آنتن وجود ندارد اما دهانه غار و اطراف آن دسترسی به آنتن همراه اول و اینترنت وجود دارد.
پوشش گیاهی:
مسیر دسترسی به منطقه از پوشش گیاهی قابل توجه و گیاهان متنوعی برخوردار است. مانند بادام وحشی، بلوط و در برخی نقاط انجیر وحشی، بوته های کلیک و درخچه هایی که ما در زبان محلی خود به نام ارجینک می شناسیم و…
روز شمار برنامه: روز اول ۳۱ /۵/۹۷
ساعت ۲۰ سه شنبه شب مورخ ۳۰/۵/۹۷ از ترمینال غرب به سمت استان کرمانشاه حرکت کردیم و در ساعت ۳:۳۰ بامداد روز چهارشنبه۳۱/۵/۹۷ به شهر بیستون رسیدیم وچند ساعتی معطل پیدا کردن ماشین شدیم که در نهایت در ساعت ۶:۱۰ دقیقه از بیستون با یک نیسان به سمت روستای قلاگه حرکت کردیم که پس از پشت سر گذاشتن روستای برناج ساعت ۷ صبح به روستای قلاگه رسیدیم از میدان شهر بیستون تا روستای قلاگه حدود ۱۹ کیلومتر می باشد که ۴ کیلومتر از آن جاده خاکی روستایی است. پس از رسیدن به روستا آماده حرکت به سمت دهانه غار شدیم. برای رسیدن به دهانه از روستای قلاگه حدود ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه باید داخل دره پیمایش داشته باشیم تا به روستای زالوآب برسیم که در دامنه و شمال کوهی که دهانه غار در آن قرار گرفته بود رسیدیم. ارتفاع روستای قلاگه حدود ۱۹۰۰ و ارتفاع روستای زالوآب حدود ۲۱۰۰ می باشد و فاصله این دو روستا از هم ۶ کیلومتر می باشد. به نظر می رسید که در فصل بهار آبی در دره جاری باشد اما در فصل تابستان هیچگونه دسترسی به آب در حد فاصل این دو روستا وجود ندارد.
حدود ساعت ۹:۳۰ به روستای زالوآب رسیدیم که در آنجا یک چشمه آب قرار داشت که تنها نقطه دسترسی به آب در منطقه بود و حتی شاید تنها چشمه روستا که عشایر و اهالی این روستا هم آب مورد نیاز خودشان را از آنجا تأمین می کردند و هم دامهاشون از این آب استفاده می کردند. به خاطر وجود زالو در آب های این روستا، این روستا را زالو آب می نامند هر چند که ما چیزی به اسم زالو ندیدم و فقط موجوداتی که اسمشون رو نمی دونستیم تا نزدیک خروجی آب وجود داشتند. قرار بر این شد که کوله ها را تا قسمتی از مسیر به وسیله الاغ حمل کنیم تا بتوانیم انرژی خود را ذخیره کنیم. به لطف آقای سوری نیا هماهنگی ها انجام شد و قرار شد یکی از اهالی روستا با سه الاغ ۶ کوله را تا قسمتی از مسیر حمل کند. با توجه به اینکه اینجا تنها نقطه دسترسی به آب بود تمام بطری ها و ظرف های خالی را پر کرده و بارها را به آقای خدا کرم سپردیم فقط مقداری آب برای طول مسیر با خود برداشتیم. با توجه به اینکه ما ۶ کوله داشتیم به جای ۳ الاغ ۲ الاغ برای حمل بارها محیا شد که حمل این بار برای این تعداد الاغ در چنین مسیر سنگ لاخی سنگین بود که همین امر باعث دردسر ما شد و مجبور شدیم از یه جایی به بعد کوله ها را خودمان حمل کنیم که به نظر من یکی از اشتباهات ما در این برنامه بود. آقای سور نیا به همراه دوستشان بهرام از مسیر دیگری با کوله هاشون به سمت دهانه حرکت کردند و ما از مسیری دیگر به دنبال الاغ ها رفتیم و ساعت ۱۱ بود که از کنار چشمه به سمت دهانه حرکت کردیم در طول مسیر شاهد سوخته شدن پوشش گیاهی اطراف روستا بودیم که حجم وسیعی را در برمی گرفت که علت آن مشخص نبود!!!
وقتی تو شیب قرار گرفتیم الاغ ها به خاطر سنگینی بارشون به سختی حرکت می کردند به همین دلیل من و دو نفر از دوستان تصمیم گرفتیم کوله هایمان را خودمان حمل کنیم تا اینکه در ساعت ۱۵ به دشت چال زرد رسیدیم و یک ساعتی مشغول صرف ناهار و استراحت شدیم و به خاطر سختی مسیر امکان حمل کوله ها با الاغ تا دهانه وجود نداشت بنابراین بقیه دوستان هم از این نقطه به بعد باید کوله هایشان را خودشان حمل می کردند در نتیجه پس از تحویل گرفتن باقی کوله ها به سمت دهانه حرکت کردیم که با توجه به عدم دسترسی به آب و همراه داشتن لوازم شب مانی و لوازم فنی، وزن کوله ها خیلی سنگین بود و از طرفی گرمای هوا و سختی مسیر هم پیمایش ما رو به سمت دهانه غار دشوار و سرعت حرکتمان را کندتر می کرد. ساعت ۱۹ بود که به دهانه غار و محل کمپ رسیدیم در حالی که آقای سوری نیا و دوستشان که از مسیر دیگری آمده بودند در ساعت۱۵ به محل کمپ رسیده بودند. من از فرصت باقی مانده و روشنی هوا استفاده کردم و گشتی در اطراف منطقه دهانه زدم آنقدر منطقه زیبایی بود که از دیدن آن سیر نمی شدم. در همین حین بقیه دوستان چادرهاشون رو برپا کردند. با شروع تاریکی هوا مشغول صرف شام و استراحت شدیم.
قرار بر این شد که روز بعد برای ساعت ۹ آماده ورود به غار باشیم. شبی آرام، آسمانی مهتابی و هوا بسیار عالی بود همین امر باعث شد تا خواب خوبی داشته باشیم و انرژی لازم را برای پیمایش غار باز یابیم.
روز شمار برنامه: روز دوم ۱/۶/۹۷
ساعت ۷ صبح روز پنج شنبه ۱/۶/۹۷ با طلوع آفتاب از خواب بیدار شدیم پس از صرف صبحانه آماده ورود به غار شدیم. در ساعت ۹ همه دوستان لباس پوشیده منتظر آقای سوری نیا بودیم که برای بارگذاری و آوردن آب به غار ۱۵۰ متری که در همان نزدیکی بود رفته بودند برگردند تا با هم پیمایش رو شروع کنیم. چون ایشون باید قبل از همه می رفتند تا از سالم بودن طناب ها و کارگاه ها اطمینان حاصل می کردیم و مسیر رو چک می شد. چون امسال اولین تیمی بودیم که تصمیم داشتیم غار را پیمایش کنیم و طناب ها و کارگاه ها از یک سال پیش داخل غار بودن و ممکن بود تو این فاصله آسیب دیده باشند. متأسفانه آقای سوری نیا دیر به محل کمپ برگشتن و همین امر باعث شد که ایشون نتونن ما رو همراهی کنند. در نهایت تصمیم بر این شد که خود آقای شاهینی که قبلا دوبار این غار رو پیمایش کرده بودن نفر اول وارد شوند و بقیه نفرات هم به ترتیب پشت سر ایشون حرکت کنند و من هم آخرین نفر باشم. دم دهانه غار لوازم تک تک دوستان چک شد و ساعت ۱۲ بود که آقای شاهینی از اولین کارگاه فرود خودشون رو آغاز کردن و بقیه دوستان هم به ترتیب فرود رفتن. با توجه به اینکه گفته بودن برای پیمایش غار نیاز به چکمه نیست و چیزی در مورد دما داخل غار گفته نشده بود من تصمیم داشتم با یک دست لباس بیس وارد غار بشم که در این شرایط واقعا اشتباه بزرگی بود که خوشبختانه آقای شاهینی گفتن که یه دست لباس یکسره هم بپوشم چون در غیر این صورت حسابی اذیت می شدم. برخلاف دم دهانه که به علت تابش آفتاب حسابی گرم شده بود داخل غار دما به شدت پایین بود و درست ۱۰ متر پایین تر از ورودی دهانه حجم زیادی برف و یخ تا عمق حدود ۵۰ متری وجود داشت ضمن اینکه از عمق ۳۸۰ مت به بعد در قسمتی از مسیر ریزش مختصری آب هم وجود داشت با توجه به شرایط داخل غار و انتهای غار که پوشیده از گل بود به نظرم هم لباس بیس، هم لباس ضد آب، هم چکمه و هم دستکش ضد آب و دستکش پلاستیکی لازم بود. نفرات به ترتیب در حال عبور از ریبلی ها بودن، حس بسیار خوبی بود دیدن این همه زیبایی و عظمت . هر چقدر پایین می رفتیم همچنان روشنایی دهانه همراهیمان می کرد و زیر پاهایمان تاریکیی بی انتها.
به نظرم آمد که طناب ریزی خیلی خوب و با دقت و خوش سلیقه انجام شده بود. در تمام طول مسیر دقت می کردم همه کارگاه ها ایمن و بدون کوچکترین سایش کار شده بود. تمام نقطه ها از رول ۱۰ بود به غیر از دو نقطه که رول اسپیت زده شده بود و همه صفحه ها با دو مایلون به هم وصل شده بودند. مایلون اول برای نصب خود حمایت ها در هنگام صعود و فرود و مایلون دوم برای اتصال طناب به میانی ها برای جلوگیری از آسیب به طناب ها بود. طول فرودها ۱۰ الی ۱۵ متر بود تا حدود ۳۰ الی ۴۰ متر.
اگر قرار نبود به خاطر مسائلی همچون کشسانی طناب و فشار بیش از حد به کارگاه، میانی گرفته نشود در برخی نقاط تا ۲۰۰ متر هم می شد فرود معلق داشت. اگر اشتباه نکنم در دو یا سه نقطه دیویشن ایجاد شده بود. برای جلوگیری از سایش طناب، وقتی از کارگاه اول فرود رو آغاز می کنیم کم کم به سمت چپ تمایل پیدا می کنیم تا به یک فرود عمودی در یک راستا می رسیم که در عمق فرود ۱۴۰ متری به یک تراورس می رسیم که به یک طاقچه منتهی می شود که محل کمپ و استراحت بسیار خوبی است. استراحت کوتاهی در این نقطه داشتیم و به فرود خودمان ادامه دادیم تا به عمق۳۸۰ متری برسیم. نور دهانه تا این عمق قابل دیدن بود. در این نقطه سنگ بسیار بزرگی افتاده و بین دیواره های غار لاخ شده که اگر نبود امکان داشت حتی تا عمق ۵۶۲ متری نور دهانه قابل مشاهده باشد. از این نقطه با یک تراورس حدود ۱۵ متری به کارگاه بعدی فرود می رسیم. آقای شاهینی که قبل از همه به این نقطه رسیده بودن با استفاده از یک پتو نجات یک کمپ موقت ایجاد کرده بودن تا دوستان که به این نقطه می رسند بتوانند در آنجا استراحت داشته باشند. از آخرین نقطه محل فرود در عمق ۳۸۵ متری تا رسیدن به کارگاه بعدی باید با احتیاط کامل عبور کرد تا سنگ بر روی نفرات پایین و طناب ها ریزش نکند ساعت ۱۷ بود که همگی به انتهای غار رسیده بودیم و اصل کار، یعنی بازگشت مانده بود. تا ساعت ۱۸ مشغول استراحت ، صرف تنقلات و عکاسی شدیم. بعد از آن حرکتمان را به سمت دهانه غار آغاز کردیم. اینجا دیگر آمادگی جسمی بالا می طلبید نفرات با فاصله ای معین از هم صعود را آغاز کردند. در طول مسیر یک استراحت کوتاه در عمق ۳۸۵ متری و یک استراحت کوتاه در عمق ۱۴۰ متری داشتیم تا انرژی لازم رو برای صعود بدست بیاریم. با توجه به دمای پایین داخل غار و خیس شدن لباس هایمان در هنگام صعود و فرود بیش از حد نمی شد توقف کنیم چون بلافاصله بدن سرد می شد .حدودا در ساعت ۲۳ نفر اول به دهانه و محل کمپ رسید و آخرین نفر که خود آقای شاهینی بودن ساعت ۲۴ از غار خارج شدن و بدین ترتیب به ترتیب همه اعضا تیم به طور کامل غار را پیمایش کرده و به محل کمپ بازگشتیم.
روز شمار برنامه: روز سوم ۲/۶/۹۷
ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح بعد صرف صبحانه و حمل کردن لوازم مسیر برگشت را در پیش گرفتیم که با مسیر رفت متفاوت بود و از شمال دهانه مستقیم به روستای زالوآب می رسید. دره ای با شیب بسیار تند و کاملا سنگ لاخی که حرکت در آن احتیاط بیشتری را می طلبید تا هم از ریزش سنگ جلوگیری شود هم بتوانیم به مسیرمان ادامه دهیم . با وجود اینکه تقریبا نزدیک ظهر داشتیم این دره را پیمایش می کردیم بیشتر مسیرسایه بود و این امر کمک کرد تا ما فرود راحت تری داشته باشیم. انتهای دره به چشمه روستای زالوآب منتهی می شد که در کروکی مسیر مشخص شده است. ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه به چشمه روستای زالوآب رسیدیم و حدود یک ساعتی را کنار چشمه صرف استراحت و تجدید قوا کردیم و از آنجاییکه کنار چشمه سایه نبود تصمیم بر این شد ادامه مسیر دهیم تا در طول مسیر در مکانی که سایه مناسبی دارد برای صرف ناهار توقف کنیم. برخی دوستان برای خرید کره گوسفندی به سیاه چادرها رقتن و بقیه تیم ادامه مسیر دادند و در طول مسیر به هم پیوستند. پس از صرف ناهار به سمت روستای قلاگه حرکت کردیم برخی دوستان به اندازه کافی آب برای طول مسیر با خود برنداشته بودند که همین امر باعث شد با توجه به گرمای هوا و نداشتن دسترسی به آب در طول دره کمی اذیت شوند.
حدودا در ساعت ۱۷:۳۰ دقیقه به روستای قلاگه رسیدیم و پس از ستراحتی کوتاه از جاده خاکی روستا ادامه مسیر دادیم به سمت روستای برناج تا در کنار چشمه ای که در آنجا وجود داشت ضمن اینکه استراحت کردیم منتظر نیسان بودیم که به سمت روستای بیستون برگردیم. با توجه به آب خوبی که در دسترسمان بود از موقعیت استفاده کرده و آبی به دست و صورتمان زدیم تا خستگی به در کنیم. ساعت حدودا ۲۰ با هماهنگی های انجام شده نیسان به روستای برناج رسید و از آنجا حرکت کردیم به سمت بیستون.
ساعت۲۰:۳۰ دقیقه به بیستون رسیدیم و با توجه به ساعت حرکت اتوبوس از کرمانشاه فرصت برای صرف شام داشتیم که از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را کردیم. در ساعت ۲۲ سوار اتوبوس شده و به سمت تهران حرکت کردیم و در نهایت در ساعت۴ بامداد روز شنبه ۳/۶/۹۷ در ترمینال غرب از دوستان خداحافظی کردیم.
در پایان تشکر می کنم از سرپرست خوب برنامه آقای شاهینی که زحمت هماهنگی این برنامه را به عهده داشتند و همچنین تشکر و تبریکی ویژه از آقای یوسف سوری نیا بابت همراهیشان در این برنامه و تمام زحماتی که برای اکتشاف، رول کوبی، طناب ریزی و… این غار کشیدند و بقیه دوستانی که در این برنامه حضور داشتند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *