ثبت نام | ورود به سیستم | نقشه سایت
 
جستجوي كاملتر

گزارش صعود زمستانی قله ی دماوند از یال داغ و بازگشت از مسیر جنوبی ... ارسال از پویا کیوان  

تصوير در اندازه واقعي
در تاریخ 13 الی 17 دی ماه سال 90 صعودی زمستانه و مشترک توسط کوهنوردان دو باشگاه دماوند و آرش برروی کوه دماوند از مسیر یال داغ بوقوع پیوست . صعودی که با شب مانی برروی قله دماوند همراه بود و بازگشت آن از مسیر جنوبی صورت پذیرفت . گزارش زیر که توسط آیدین بزرگی از اعضا باشگاه کوهنوردان آرش تنظیم شده است بیان کننده روند صعود مذکور می باشد . بدین وسیله از پویا کیوان همنورد عزیزمان که این گزارش را در اختیار تارنمای باشگاه گذاشته است تشکر و همنوردان گرامی را به مطالعه آن دعوت می نمائیم .


گزارش از: آیدین بزرگی

اعضا گروه :  خانم دنا الیکایی و آقایان کوروش نگهبان، پویا کیوان و آیدین بزرگی

تمامی کسانی که پا به دشت ناندل و جبهه های شمالی دماوند گذاشته اند بی شک در سمت غرب خود یالی طولانی و زیبا را دیده اند که از کف دشت مرتفع تری سربرآورده و تا قله امتداد می یابد. آن دشت مرتفع همان دشت سرداغ است که یال غربی دماوند در میانه ی آن واقع شده و این یال طولانی انتهای آن دشت مرتفع 3700 متری است. این یال که از نظر جغرافیایی یال شمال غربی محسوب می شود به یال داغ موسوم شده است. صعود این یال پرعظمت، پیش از آنکه خودش چالش برانگیز باشد، دستیابی به آن بزرگترین چالش پیش رو محسوب می شود. در فصل تابستان به علت مسدود نبودن جاده ی منتهی به دشت سرداغ و رونق دامداری در این منطقه می توان با ماشین و پس از عبور از یال غربی خود را درست به ابتدای این یال رساند و حتی یک روزه آنرا صعود کرد، چرا که ارتفاع پای صعود کمی بیش از 3700 متر است که نسبت به سایر مسیرهای دماوند حدود 700 متر بالاتر است. ابتدای یال کمی گنگ بوده و از تعدادی یالهای کوچک و فرعی تشکیل شده که همگی در نهایت به یال اصلی ختم می شوند. این یال به صورت انفرادی از ارتفاع 4300 متری بین دو یخچال عظیم شمال غربی و سیوله با پوششی از صخره و سنگلاخ بالا می رود. با وجود دسترسی آسان به این یال در تابستان، زمستان قصه ی دیگری دارد. ُبعد مسافت از سمت غرب و عدم امکان عبور ماشین باعث می شود صعود این یال از سمت غرب امکان ناپذیر شود. به همین دلیل راه دیگری که برای رسیدن به این یال به نظر می رسد تراورس از سمت شمال به سمت غرب است که اگرچه آن هم مسیر طولانی و خسته کننده ایست، ولی دردسر اصلی آن وزش باد غربی شرقی بدون وقفه ایست که درست از روبرو با حرکت به جلو مقابله می کند. همچنین مجبور به برف کوبی شدیدی خواهید شد، چرا که باید تمام دشت ناندل را با پیاده طی کنید(در تابستان بخشی از این مسیر ماشین رو است). در نهایت مبدا حرکت که مجبور خواهید بود تا از آنجا صعود خود را آغاز کنید روستای ناندل است که ارتفاع آن 2300 متر است و تا رسیدن به ابتدای دشت سرداغ و یال داغ در ارتفاع 3700 متری باید یک و نیم تا دو روز (بسته به شرایط برف) راهپیمایی کنید.




  برای دسترسی به ناندل باید خود را به تونل هشتم جاده ی هراز برسانید. وقتی از تهران به سمت آمل حرکت می کنید پس از خروج از تونل هشت و در 55 کیلومتری آمل جاده ای خاکی در سمت چپ با تابلویی بزرگ ورود شما را به منطقه ی دلارستاق خوش آمد می گوید. پس از تهیه ی ماشین (عموما وانت) و پس از گذر از جاده ای 21 کیلومتری که نیمی از آن آسفالت شده است به روستاهای میانده و سپس ناندل خواهید رسید. می توانید شب را در خانه ی کوهنورد ناندل به صبح برسانید که اتاقی است با بخاری نفتی و چند فرش و چند پشتی.
ما روز سه شنبه 13 دی ماه ساعت 16 از ترمینال شرق به سمت آمل حرکت کردیم. حدود ساعت 18:30 پس از تماس با آقای صالحی(مسئول خانه ی کوهنورد ناندل) و تهیه ی ماشین به سمت ناندل به راه افتادیم. برف تازه ای باریده بود که باعث می شد در بخش خاکی جاده ماشین خوب حرکت نکند. حدود 19:30 به خانه ی کوهنورد ناندل رسیدیم و کمی با آقای صالحی خوش و بش کردیم. ایشان از عاقبت کار ما می ترسیدند و نگران بودند مشکلی برای مان ایجاد شود. از توجه ایشان تشکر کردم و ایشان پس از آنکه از تجهیزات ما مطمئن شدند برایمان آرزوی موفقیت کردند.
کلید صعود کم انرژی و سریع یال های شمالی دماوند در زمستان برف کوبی نکردن در دشت ناندل است. اگر خورشید بر این دشت بتابد برف به قدری نرم می شود که برخی جاها تا سینه در آن فرو خواهید رفت. پس بهتر است زمان را به گونه ای تنظیم کنیم که پیش از طلوع کامل آفتاب از قسمتهای پایین دشت(ارتفاعات کمتر از 3000 متر) عبور کرده باشیم. قصد ما این بود که ساعت 2 بامداد حرکت خود را آغاز کنیم، به همین خاطر ساعت 21 پس از جمع کردن کوله ها خوابیدیم. با آنکه ظرافت زیادی برای سبک تر شدن کوله ها به خرج داده بودیم، کوله هایمان حدود 20 کیلو وزن داشتند. بارش برف از ساعت 12 شب آغاز شد ولی طبق پیش بینی هوا نباید زیاد ادامه پیدا می کرد. اما تا 4 صبح طول کشید و وقتی ما روستای ناندل را ترک کردیم هنوز به آرامی می بارید. پیدا کردن ابتدای مسیر به دشت ناندل کمی سخت شد. سه مسیر برای ورود به این دشت وجود دارد که این سه مسیر توسط دره های عمیقی از یکدیگر جدا شده اند، عبود از این دره ها کار بسیار زمان بر و خسته کننده ایست و شمارا مجبور خواهد کرد مسافت زیادی را برای دور زدن انها طی کنید. به هر ترتیب وارد دشت شدیم و باد گزنده ی غربی شرقی به همراه پودر برفهای تازه باریده شده بسیار آزارمان می داد. هوا به قدری سرد بود که توان ایستادن نداشتیم. فکر می کنم با آن باد 30 تا 40 کیلومتری برودت هوا حدود 20 درجه زیر صفر بود. خوشبختانه برف کوبی شدیدی نداشتیم، عموما برف تا بالای مچ پا بود هر چند گاهی تا کمر هم در آن فرو می رفتیم. فکرش را هم نمی کردیم روز اول آنقدر بر ما سخت بگیرد. باد بی وقفه واقعا امانمان را بریده بود و بدتر از آن پودر برفی بود که در هر روزنی رسوخ می کرد. به طوری که وقتی انتهای آن روز کاپشن گورتکس خود را در آوردم کاملا از داخل پر از برفهایی شده بود که از یقه ام وارد شده بودند. ساعت 9 صبح چهارشنبه پس از 5 ساعت حرکت بی وقفه در یک گودی که باد کمتری در آن می وزید استراحتی چند دقیقه ای داشتیم و در این فاصله آفتاب هم به ما تابید. هر چند گرمای کمی داشت ولی بسیار روحیه دهنده بود. آن روز تا ساعت 13 حرکت کردیم و در ارتفاع 3600 متری و در پناه یک تخته سنگ چادرهای خود را برپا کردیم. فاصله ی ما تا ابتدای یال داغ حدود دو ساعت بود. پس از آنکه چادرها را برپا کردیم باد کاملا متوقف شد، ولی تغییر دمای هوا بسیار مشهود بود. ساعت 17 داخل چادر 12 درجه زیر صفر بود.



صبح روز پنجشنبه ساعت 7:30 با کلیه ی وسایل از چادرها خارج شدیم و تا چادرها را جمع کنیم ساعت 8 شد. سرمای گزنده ی صبح تنبلی خاصی به بار می آورد، ولی دیرتر ازآن نمی شد حرکت کرد. قصدمان برای امروز رسیدن به حوالی 5000 متر بود. بنابراین آن تراورس خسته کنند به سمت غرب را ادامه دادیم. پس از حدود دو ساعت سوار یکی از یالچه های فرعی شدیم که در ارتفاع 4300 متری ما را به یال اصلی داغ متصل کرد. سرعت صعودمان خوب بود و مهمتر از همه روی خوشی بود که دماوند به ما نشان داد. ساعت 12 بر روی یک قسمت سنگی و صخره ای بالاخره آفتاب بر ما تابید، بی آنکه هوا کوچکترین بادی داشته باشد. پس از خوردن کمی تنقلات و آب حرکت خود را به بالا ادامه دادیم و حدود 40 دقیقه ی بعد آفتاب دوباره رفت. این یکی از مشکلات جدی یاهای شمالی است که هرچه به سمت غرب نزدیک تر باشند آفتاب کمتری برآنها می تابد. به همین دلیل جبهه های شمالی بسیار سرد هستند و اغلب یخچالهای بزرگ دماوند در شمال آن قرار گرفته اند. نداشتن آفتاب در زمستان سرزندگی را از نفر میگیرد، و یال داغ با روزی حداکثر یک ساعت تابش آفتاب در این زمینه سرآمد است! ساعت حدود 15 روز پنجشنبه و درست زیر قسمتهای صخره ای یال داغ تصمیم به زدن چادر گرفتیم. حرکت بعد از ساعت 15 در زمستان که روزها کوتاه می شوند چندان جالب نیست! زیر صخره ای محکم که احتمال ریزش نداشته باشد در ارتفاع 4900 متری 1 ساعت طول کشید تا جای مناسبی برای چادرهایمان درست کنیم. بعد از آن همان قصه ی قدیمی! آب کردن برف و خشک کردن لباسهای خیس و ... . شب سردی داشتیم، داخل چادر هوا حدود 17 درجه زیر صفر بود و بیرون باد آرامی می وزید. یکی از درگیری های اصلی یالهای شمالی باد است که گاهی به قدری شدید می شود که نمی توان در آن شرایط راه رفت و احتمال سرمازدگی بسیار بالا می برد. اگر فردا باد نمی داشتیم حتما قله را صعود می کردیم. مانند روز قبل ساعت 8 صبح جمعه آماده ی حرکت بودیم. با این تفاوت که کرامپونها را بسته بودیم. بادی حدود 30 تا 40 کیلومتر می وزید. دائما با انگشتان دست و پای خود بازی می کردیم تا از یخ زدگی آنها جلوگیری کنیم. در ارتفاع 5000 متری به شیب تندی برخورد کردیم که پوشیده از برف سفت و یا یخ بود. حدالامکان سعی کردیم تا از یخها به روی برفها فرار کنیم ولی گاهی گریزی نبود . مجبور بودیم با دقت قسمتهای یخی را رد کنیم. طناب انفرادی و یک پیچ یخ به همراه داشتیم ولی تسلط و دقت بچه ها برای آن شرایط کافی بود. وقتی آن شیب تند را تمام کردیم در ارتفاع 5400 متری بودیم.
ساعت 11:30 آفتاب را ملاقات کردیم و گرمای آن این فرصت را داد تا اندکی در میان باد استراحت کنیم. احساس می کردم بینی ام یخ زده است! کلاه طوفان که به سر می گذاشتم عینکم یخ می زد و وقتی آنرا بر می داشتم بینی ام! تمام راه در جدال گرم نگه داشتن انگشتان پا، گونه ها و بینی سپری شد. هر چند قدم، پشت به باد می کردم تا صورتم کمی گرم شود. در همین حال ساعت 13 خود را بر انتهای یال داغ دیدیم که با مسیر غربی مشترک می شد و در نهایت پس از عبور از سنگی بزرگ تابلوی خوش آمد مسیر غربی نمایان شد. آنقدر سرد بود که بچه ها نتوانستند موفقیت خود را تمام و کمال به هم تبریک بگویند!




سریعا وارد کاسه شدیم و باد هر لحظه شدیدتر می شد به طوری که یادم می آید وقتی حدود ساعت 14:30 به دنبال محلی برای دستشویی می گشتم بیرون کاسه باد می توانست مرا زمین بزند! وارد کاسه که شدیم تصمیم گرفتیم تا شبی زمستانی را برفراز قله ی دماوند تجربه کنیم و شنبه صبح مستقیم پایین برویم. کف قله صاف بود و نیازی به کندن نداشت. سریعا چادر زدیم و ساعت 14 بود که پس از مهار کامل چادرها وارد آنها شدیم. ساعت 17 با درست کردن غذایی شبیه پیتزا! صعود خود را جشن گرفتیم و از سرآشپز(آقای نگهبان) تشکر کردیم! آن شب بسیار سرد بود، داخل چادر حدود 22 درجه زیر صفر، اما فلفل زیادی که با پیتزا خورده بودیم کمی گرممان می کرد! همه چیز داخل چادر یخ زده بود، بهترین کار خواب بود. برف کف قله با آنکه تمیز بود ولی بوی بد گوگرد می داد که خوردنش را سخت می کرد. آن شب طوفان شد! 20 سانتیمتر برف بر روی قله بارید و باد وقتی به چادر می کوبید به راحتی بخشی از کف آن را که سبک تر بود از زمین جدا می کرد! تا صبح نخوابیدیم. شب بسیار بدی بود که با استقبال صبح بدتر هم شد!


تا 7 صبح که در چادرها حبس بودیم. وقتی ساعت 8 صبح هوا کمی آرام شد ما که کاملا آماده در چادرها نشسته بودیم فورا چادرها را جمع کردیم و به سمت پایین سرازیر شدیم. باد بر روی تپه گوگردی تعادل را کاملا بر هم می زد. با سرعت خوبی از یخچال جنوبی فرود آمدیم . ساعت11:30 با در بسته ی بارگاه جنوبی مواجه شدیم. ما که دیگر هیچ غذایی نداشتیم(جز مقداری تنقلات و یک کنسرو برنج) در جانپناه قدیمی مسیرجنوبی مقدار زیادی غذاهای بسته بندی و دست نخورده پیدا کردیم! همین باعث شد تا ساعت 13 آنجا بمانیم و ناهار بخوریم! بعد از آن بدون مشکل خاصی راهی پایین شدیم. ساعت 17 روز شنبه آقای لاریجانی را ملاقات کردیم که ابتدای جاده انتظار ما را می کشید.


نکات:
1-  باید توجه داشت که سرمازدگی در انگشتان دست، پا، گونه ها و بینی بسیار محتمل است. اندکی بی تفاوتی به این موضوع می تواند مشکلات بسیاری به بار اورد. پس توجه به تجهیزات مناسب و خشک کردن پوشاک (از جمله پوش کفش و جوراب) بسیار با اهمیت است.
2-  صعود این یال به خاطر عدم وجود جانپناه و دسترسی سخت کمی مشکل می شود. به خاطر باد بسیار شدید این جبهه بهتر است از چادرهای مناسب(ترجیحا سالم و با چهار تیرک) استفاده شود.
3-  بهتر است پیش از ورود به برنامه مختصات جانپناه اول یال شمالی و جانپناه سیمرغ را به همراه داشته باشید. بنابراین وجود جی پی اس مفید خواهد بود.
4-  بخشی از این یال یخی است و در قسمتهایی مجبور می شوید بر روی برفهای سفت و یخ تراورس کنید. اگر تجربه ی کافی بر روی این گونه مسیرها ندارید بهتر است طنابی برای حمایت به همراه داشته باشید.(30 متر طناب 7 یا 8 میلیمتر ضد آب مناسب است که بهتر است تا زمان استفاده خشک نگه داشته شود تا یخ نزند).
5-  استفاده از راکت برف چندان مفید نیست، چراکه عمق برف در قسمتهای بالای دشت کم می شود . از قسمتهای پایین را می توانید صبح زود و پیش از طلوع کامل آفتاب عبور کنید.
6-  شب پیش از شروع حرکت می توانید از آقای صالحی یا ساکنین روستای ناندل بخواهید ابتدای مسیر دشت و پل فلزی رودخانه را به شما نشان دهند.
7-  در صورتی که تمایل نداشته باشید از مسیر جنوبی بازگردید می توانید ابتدای یال چادر بزنید. صعود یک روزه تا قله و بازگشت به صورت سبک بار امکان پذیر است ولی زمان بسیار زیادی می برد.(شاید حدود 12 ساعت یا بیشتر)
8-    قسمتهایی از ابتدای یال تا ارتفاع 3700 متری امکان تماس تلفنی وجود دارد.
9-  شاید گفتن این نکته ضرر نداشته باشد که هر کس 4 وعده ی کامل غذایی و دو وعده سوپ به همراه داشت.(یک وعده ی کامل برای هر دو نفر یک کنسرو برنج آماده و یک کنسرو خورشت در نظر گرفته شده بود). ناهار به همراه نداشتیم و به جای آن تنقلات مصرف می کردیم.
10- در رابطه با جای چادر باید بگویم هیچ جای مشخصی وجود ندارد و هر چند ابتدای یال جا برای چادر یافت می شود ولی در بقیه ی موارد باید آنرا درست کرد. از آنجاییکه تمام مسیر شیب است بهتر است تا از چادر های کوچک استفاده شود که هرجایی می توان آنها را برپا نمود. بهترین چادرها برای این برنامه چادرهای دو نفره هستند که مساحت کف آنها کوچک بوده و به علاوه به خاطر ابعاد کوچکتر مقاومت کمتری در برابر باد دارند. چادرهای سه نفره یا مثبت سه یا بزرگتر دردسرساز خواهند شد.
11- دوستاني که مايل به اجراي اين برنامه باشند مي توانند براي گرفتن ماشين تا ابتداي راه يا محلي براي شب ماني با راهنمايان محلي تماس بگيرند .
آقاي ماشاا... صالحي ، خانه ي کوهنوردان ناندل 09118215343
آقاي مصطفي لاريجاني ، ساکن رينه 09123068011
 

وسايل فني استفاده شده
وسايل شخصي:
تبر يخ یا کلنگ ، کرامپون، باتوم کوهنوردی
وسايل عمومي:
طنابچه ی انفرادی 2 عدد، دو تخته چادر دو نفره، یک عدد پیچ یخ، 4 عدد کپسول گاز(هر چادر دوعدد)

 

تاريخ درج خبر: 28/09/1391    تعداد بازديد: 1892


نظرات:
حسین 21/12/1391
گزارش جامعی بود ممنونم.نام نفرات شرکت کننده کامل نبود
پاسخ به:
عنوان شما:
نظر:


صفحه اصلي  |  درباره ما  |  فضاي شخصي شما  |  تالار گفتمان  |  Site in English
Copyright © 2009 of Damavand Club® (designed by Hamid Bonyadi) all rights reserved