گزارش برنامه دوچرخه سواری از بنکوه به حصاربن

گزارش برنامه دوچرخه سواری از بنکوه به حصاربن

گزارش برنامه دوچرخه سواری :

بخش یک :

از بنکوه ( گرمسار ) به حصار بن سیمین دشت
این برنامه از کارگروه دوچرخه کوهستان باشگاه دماوند
با اعلام در فضای مجازی ازیک هفته قبل درکانال های مربوط و ثبت نام در صبح روز نهم آبان سال ۱۳۹۹ ساعت ۳۰ – ۶ صبح با حضور ۱۶ نفر در هفت اتومبیل شخصی ( برای رعایت نکات بهداشتی کرونا  از مینی بوس استفاده نشد)
از روی پل بسیج واقع در جنوب شرقی تهران شروع شد

با پشت سرگذاشتن شهرستانهای پاکدشت ..شریف آباد..ایوانکی..و طی مسافت صد کیلومتر در ساعت ۹ به شرق شهرستان گرمسار رسیدیم .
در شرق این محل درّه ای تاریخی وجود دارد به قدمت سه هرار ساله که مردمان آن دوره برای دست یابی به شمال ایران از دشت گرمسار وارد درّه بزرگ ( استوناوند ) شده و از طریق سیمین دشت ( دشت نقره ای ) و زرین دشت ( دشت طلائی ) به فیروز کوه که در اِنتهای این درّه بود میرسیدندو انگاه به سرزمین های شمال ایران دست میافتند.
بقایائی آثار تاریخی در سینه کوه و سازه های آن دوره هنوز نمایان است .به همین دلیل رضاشاه کبیر برای ایجاد خط آهن تهران به شمال از این درّه تاریخی راه آهن را عبور داد هرچند با مشکلاتی روبر بود ولی با بهره بردن از مهندسین آلمانی و بلژیکی وایجاد پل و تونلهای زیاد( با حفظ بنا های تاریخی و ِاقلیمی ) با ملات ساروج و سنگ به موفقیت دست یافت
۰ که نمونه زرّین آن پل ورسک و سه خط طلائی است در یک نقطه که قطار به ارتفاع ۱۶۰۰ متر اوج میگیرد
خود شاهکار مهندسی در ۸۵ سال پیش محسوب می شود.

پل راه آهن بین ایستگاه بنکوه و کبوتر درّه با قدمت ۹۰ ساله که در زمان رضا شاه توسط یک شرکت اُتریشی وآلمانی با استفاده از ساروج وسنگ ساخته شده در این پل از هیچ آهنی و سیمان و بتون استفاده نشده
مثل روز اوّل پا برجاست و هنوز قطار از روی آن عبور میکند

بخش دوّم

به دعوت آقای اَمین معماری از اعضای باشگاه دماوند که در روستای بنکوه باغچه ای دارند
با راهنمائی وارد جاده فرعی بنکوه شدیم و بعداز پارک ماشینها در آلاچیق باغ به اتفاق پدر و مادر ایشان صبحانه دسته جمعی خوردیم و بعداز معارفه ساعت ۴۵ – ۹ دقیقه گروه سواردوچرخه ها شده برنامه شروع شد

منطقه بسیار عجیب و بکر با کوههای شگقت انگیز برخلاف کوههای اَلبرز که خشن و صخره ای هستند اینجا تپه ماهوتی ..شنی ..نَرم با اشکال خاص اِنگار روی کوهها مخمل نرم کشیده اند که چروک خورده با رنگ های مختلف بود
بعداز ۲ کیلومتر راه خاکی شد و در مسیر پایه های بلند بتونی زده بودن برای ساخت پل از زیر آن عبورکردیم
چند کیلومتر جلوتر چشممان به پل قدیمی برخورد به مانند پل ( ورسک ) با همان قوص وشش دهانه آقای معماری که راهنمای ما بودند توضیح هایی دادند.این پل با سنگ و ساروج خیلی زیبا ساخته شده بعد از گذشت حدود ۹۰ سال تکان نخورده و ترن از روی آن عبور میکند ولی کمتر دیده میشود و همانند پل ورسک در دید مردم نیست.
ما حدود ۱۲ کیلومتر راه خاکی هموار ولی ناجور در پیش رو داشتیم .
در ساعت ۱۱ گوشواره شانژمان یکی از دوچرخه ها شکست بناچار دوست خوبمان آقای عباس صباغی که عقب دارگروه بود ایشان را کمک کردبا ماشین برگشتند به باغ .ما با ۱۵ نفر اِدامه دادیم .این بار واقعاََ عرض سفر عالی بود تا طول آن ….
من آگاه بودم که آخر کار به روستا خواهیم رسید
بعداز طی نمودن راه خاکی به آسفالت رسیدیم ولی باز قسمت هایی از راه خاکی میشد

حالا مسیر زیبا ترشده بود.رودخانه حبله رود در یک طرف و خط راه آهن در طرف دیگر
درساعت ۱۳ به روستای مشهور اَنار این منطقه یعنی ( محمودآباد ) رسیدیم
فصل پائیز موقع برداشت باغات این منطقه است اَنار .سیب وبه
در مسیر راه باریک روستائیان همه درتلاش بودند
بعضی ها جلوی خانه هایشان جعبه های میوه می فروختند وبعصی ها خانوادگی مشغول دون کردن اَنارهای شکسته تا رُب انار درست کنند، از ما با اَنار پذیرائی کردند.
بعداز استراحت کوتاه ما راهی سیمین دشت شدیم.

‏عکس درّه زیبا بنکوه خط آهن تهران شمال در کنار حبله رود و کانال آب که آب شرب گرمسار را حمل میکند.

بخش سوّم :
ساعت ۱۴ به سیمین دشت رسیدیم و درمحوطه ایستگاه راه آهن درفضای سبز مشغول ناهار خوردن بودیم گه آقای عباس صباغی خودش را به ما رساند.همه خوشحال شدیم.
بعداز نهار وعکس یادگاری از مسئول ایستگاه خواستیم اتاق کارش و سیستم عمل کرد مکانیکی خط آهن را به ما نشان دهد و قبول کرد
توضیح دادند هر قطاری که وارد ایستگاه میشود میله استوانه ای همراه میاورد راننده لکوموتیو آنرا از پنجره پرت میکند به مامور ایستگاه و ایشان انرا روی دستگاه قرارمی دهدبا اینکار دیگر هیچ قطاری از ایستگاه قبل و یا بعد نمی تواند حرکت کند و وارد ریل شود

ما درساعت ۱۵ از سیمین دشت برگشتیم قرار شد در محمودآباد توقف کوتاهی داشته باشیم برای خرید اَنار

زمان کم بود و سعی ما براین بود قبل از تاریکی به کمپ به رسیم و با تلاش وکوشش بچه هاگروه در ساعت ۳۰ – ۱۸ به باغ ومحل پارک ماشینها رسیدندو با سوارکردن دوچرخه ها روی ماشین یکی دیگر از برنامه های سفر با دوچرخه به پایان رسید و دوستان شرکت کننده از هم جدا شده و راهی تهران شدند.

اَسامی شرکت کنندگان در برنامه

۱ – آقای ایوب ثروت ( سرپرست )
۲ – آقای اَمین معماری ( راهنما )
۳ – آقای احمد سلیمانی
۴ – آقای عباس صباغی
۵ – آقای علی غفوری
۶ – آقای کیسان مختاری
۷ – آقای نوید شیدائی
۸ – آقای محمد رضا ماهر
۹ – آقای بیژن عسگری
۱۰ – آقای امیرصالح زاده
۱۱ – خانم فرزانه ثروت
۱۲ – خانم مرجان یغمایئان
۱۳ – خانم زینب ترکمان
۱۴ – خانم ثریا اَحمدپور
۱۵ – خانم شهربانو غدامی
۱۶ – خانم غزال راهب

گزارش نویس:ایوب ثروت

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *